تبلیغات
در هوای او - مطالب مهر 1394

در هوای او

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد








 تجربه های زیسته ای که با فیلم محمد رسول الله (ساختۀ مصطفی عقاد)،  بچه های آسمان و رنگ خدا داشتم، درخشش مجید مجیدی در ساخت این دو فیلم و تقرب جستن به ساحت رسول اکرم صلوات الله علیه در بحبوحۀ اتفاقات زنجیره وار و بسیار تلخ این روزها که دایم در حال رخ دادن است مرا به شوق و انتظار لحظاتی سرشار؛ به درب سالن سینما رساند.

لحظاتی که میگذرد اما لبخند اشتیاق را بر لبانم می خشکاند و کم کم در بهتی عمیق فرو می برد. با این حال همچنان تا پایان فیلم منتظر هستم تا که شاید برقراری ارتباط میان مخاطب و  حضرت رسول به نحوی شایسته ممکن شود اما…

به عنوان یکی از مخاطبان این فیلم در قرن بیست و یکم، و به رسم حرمتگزاری به ساحت کارگردانی که سهمی در معنا بخشی زندگیم داشته، نکات در نظر آمده را اشارت می دهم:

اقدام به ساخت فیلمی در مورد حضرت رسول صلوات الله علیه و اهتمام به معرفی آن مصطفایِ الهی که رحمت و برکت را برای عالمیان به ارمغان آورد، شایستۀ تقدیر و ستایش و سپاسگزاری است. استفاده از جلوه های ویژه در ساخت فیلم و تلاش برای روایتگریِ خلاقانۀ معجزات هم از جمله روشهای حرفه ای کارگردانی چون شماست و انتظار هم می رفت که برای موضوعی چنین با عظمت، ساختی قدرتمند نیز در پیش گرفته شود.

با این همه، کارگردان با خلاصه کردن کل فیلمنامه در معجزات پیش از تولد و دوران زندگی حضرت،  قصد دارد چه راهی پیش روی انسان ِ جهان معاصر بگذارد؟! و به تصویر کشیدن اینگونۀ معجزات چه پاسخی به آلامِ او خواهد داد؟! مخاطب امروزی از پس دیدن اعمال فراطبیعی پیامبری که از قبل تولد دایم در سایۀ حمایتِ خاص الهی است می تواند راهی به ایمان برد و رقتی در ارتباط وجودی خود با خدا برقرار کند؟ آیا نیازی به دیده شدن وجه انسانی، اخلاقی و این جهانی ِ حضرت در این روایت سه ساعته نبود؟! البته که چنانچه گفته شده برای این روایت دو قسمت دیگر هم قرار است ساخته شود ، با این حال تمرکزی چنین پرهزینه بر بخش کوچکی از زندگی حضرت رسول که چندان هم قابلیت الگودهی ندارد جای تعجب است! انسانِ دیندار امروز در پی شیوۀ درست زیستن در این دنیا است، دغدغه مند چگونگی راه یافتن به ساحت الهی و مشتاق حضور خدا در سراسر زندگی است. اوست که از رهگذر ارتباط و اقتدا به پیشوایان دینی اش در پی تعالی و رهایی از درد تنهایی و بی معنایی است، برای اوست که چگونگی زندگی پیامبرش مورد سوال است وگر نه کسی که نسبتی با دین ندارد دیدن این معجزات چه لطفی می تواند داشته باشد هرچند که با به تصویر کشیدن علمکرد انسانی و اخلاقی حضرت، او هم می توانست از این فیلم بهره ای پذیرد.

 این فیلم به چه میزان این قابلیت را داراست که امکان و چگونگی انسانی زیستن را در میانۀ تمام داشتن ها و نداشتن ها، رنج ها، تلخی ها و اضطرابهای زندگی در این قرن پر از درد و ظلم و بی عدالتی پیش روی مخاطب بگذارد؟!

البته که نمایش معجزات هم لازم بود اما بهتر نبود به جای اینکه رازورزانه و با ریتمی بسیار کند و خسته کننده تنها به معجزات پرداخته شود، قسمتهایی از زندگی پیامبر را نیز انتخاب می کردید که بتواند نشان دهد پیامبر هم انسانی بوده همچون انسان های دیگرکه با تمام ناملایمتی ها و تلخ و شیرین روزگار روبرو بوده و با این حال توانسته اخلاقی بزیید و تعاملی انسانی و شایسته با دیگران و از جملۀ پیروان دیگر ادیان برقرار کند.

مجیدی چگونه در فیلم بچه های آسمان با مهارت تمام، مخاطب را با نداری و درد و رنج بچه ها همراه کرد و چگونه خلاقانه در گوشش خواند روش استقامت، صبر و تحمل، چاره جویی و امید را برای ساختن روزهای بهتر؛ اما امروز و در رقابت بر سر پیوند فرهنگ زمانۀ این عصر با دین به چه میزان موفق بوده است؟! و آیا توانسته قرائت باور پذیری از پیشوای دینی اش ارائه دهد و تعاملی بی واسطه ای میان مسلمانان با پیامبرشان برقرار کند؟! آیا نمی توان گفت که فیلمهای محمد رسول الله (عقاد)، امام رضا، امام علی، امام حسن از این منظر پیشتر از این فیلم بوده اند و مخاطبان بسیاری را تحت تأثیر قرار داده اند به گونه ای که همچنان هم ماندگار و قابل استفاده اند؟!

موسیقی فیلم هم با آن نقش برجسته ای که در این روایت بر عهده داشت از جمله موارد دیگری بود که چندان رضایت بخش نبود. در اکثر قسمتهای فیلم شاهد سبکی از موسیقی هستیم که نسبتی با تاریخ اسلام ندارد و گویی تو را به مراسم عشای ربانی کلیسا و کانتکس مسیحی می برد تا به عربستان و حال و هوای مسلمانان . این گزینه در کنار برخی قراین و صحنه های دیگر فیلم، اینگونه می نماید که فیلم نزدیکی بیشتری با شخصیت حضرت عیسی دارد نه محمد.

مگر اینکه کارگردان به قصد تقریب و گفتگو بین ادیان و به خصوص مسیحیان و مسلمانان از ترکیب این موسیقی و آن نوع فیلمبرداری و آن صحنه های خاص بهره گرفته باشد و البته چگونگی نسبت پیروان دیگر ادیان و به خصوص تأکید بر خصومت برخی از یهودیان با حضرت رسول هم تلاشی است که در این راستا می تواند دیده شود. اما مگر نمی شد از آهنگسازان مطرح دیگری که در تاریخ سینمای اسلام آثار ارزشمند و ماندگاری را خلق کرده اند مدد گرفت و فیلم را متناسب با تمدن و فرهنگ اسلامی تنظیم کرد؛ خاصه اینکه ارزشهای انسانی و اخلاقی در هر بستری و با هر زبانی اگر به نحوی هنرمندانه ارائه شوند فهمی بین الاذهانی در بین تمامی انسان ها چه منتسب به دینی باشند چه نباشند ایجاد خواهد کرد و  انسان مصلحت طلبِ منفعت جو را به رواداری و دیگرخواهی سوق می‌دهند.

کوتاه آنکه ضمن سپاسگزاری از این اقدام ارزشمند، باید پرسید امتیاز این فیلم برای مخاطبانی که به وفور شاهد صحنه های تخیلی و جلوه های سمعی و بصری خارق العادۀ فیلمهای هالیوودی است؛ چه میتواند باشد؟! شما در شکل ساخت و روش های حرفه ای فیلمسازی به رقابت با آنان پرداخته اید اما به جهت محتوای فیلم و رساندن پیام پیامبر در صدر اسلام به مسلمانان و پیروان دیگر ادیان جهان به چه میزان امکان رقابت با فیلمهایی که به طور مثال برای حضرت عیسی ساخته شده، ایجاد کرده اید؟!

امید داریم که در قسمت های بعد شاهد اهتمام بیشترکارگردان به محتوای فیلم  باشیم!

از خدای مصطفای نبی عزت و سربلندی و موفقیت شما را خواهانیم!

 


نوشته شده در پنجشنبه 16 مهر 1394 ساعت 11:15 ب.ظ توسط علیرضایی نظرات |