تبلیغات
در هوای او - دمی دیگر با شاعر عشق و لبخند و آزادگی(2)

در هوای او

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد









یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت
دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست؟

کرگدن گفت: همۀ کرگدن ها تنها هستند
دم جنبانک گفت:یعنی تو یک دوست هم نداری؟!

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟!

دم جنبانک گفت: دوست؛ یعنی کسی که باتو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک کند.

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم!
دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد؛ مثلا لابد پشت تو می خارد، لای چینهای پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت!
دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز؛ دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست!

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.
دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد! همه قلب دارند.

کردگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!

دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.


کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتما یک قلب کلفت دارم.
دم جنبانک گفت: نه، تو یک قلب نازک داری. چون به جای اینکه دم جنبانک را بترسانی، به جای اینکه لگدش کنی، به جای اینکه دهن گنده ات را باز کنی و آن را بخوری، داری با او حرف می زنی.

کرگدن گفت: خب، این یعنی چی؟
دم جنبانک جواب داد: وقتی که یک کرگدن پوست کلفت، یک قلب نازک دارد یعنی چی؟! یعنی اینکه می تواند دوست داشته باشد، می تواند عاشق بشود.

کرگدن گفت: اینها که می گویی یعنی چی؟
دم جنبانک گفت: یعنی... بگذار روی پوست کلفت قشنگت بنشینم، بگذار...

کرگدن چیزی نگفت؛ یعنی داشت دنبال یک جملۀ مناسب می گشت. فکر کرد بهتر است همان اولین جمله اش را بگوید؛ اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می خاراند. داشت حشره های ریز لای چین های پوستش را با نوک ظریفش بر می داشت. کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید. اما نمی دانست دقیقا از چی خوشش می آید.

کرگدن گفت: اسم این دوست داشتن است؟
اسم اینکه من دلم میخواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری؟

دم جنبانک گفت: نه اسم این نیاز است، من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت برطرف می شود احساس خوبی داری، یعنی احساس رضایت می کنی؛ اما دوست داشتن از این مهمتر است.

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید اما فکر کرد لابد درست می گوید. روزها گذشت، روزها هفته ها و ماه ها و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کردگدن می نشست، هر روز پشتش را می خاراند و هر روز حشره های کوچک را از لای پوست کلفتش بر می داشت و می خورد و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت.

یک روز کردگدن به دم جنبانک گفت: به نظر تو این موضوع که کرگدنی از اینکه دم جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های پوستش را میخورد احساس خوبی دارد، برای یک کرگدن کافی است؟
دم جنبانک گفت: نه، کافی نیست.

کرگدن گفت بله، کافی نیست. چون من حس میکنم چیزهای دیگری هم هست که من احساس خوبی نسبت به آنها داشته باشم. راستش من می خواهم تو را تماشا کنم.
دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد، چرخی زد و آواز خواند، جلوی چشمهای کرگدن .

کردگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشاکرد... اما سیر نشد. کرگدن می خواست همینطور تماشا کند
کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگترین صحنۀ دنیاست و این دم جنبانک قشنگترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخت ترین کرگدن روی زمین.
وقتی کرگدن به اینجا رسید، احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد.

کرگدن ترسید و گفت: دم جنبانک، دم جنبانک عزیزم؛ من قلبم را دیدم، همان قلب نازکم را که می گفتی؛ اما قلبم از چشمم افتاد، حالا چکار کنم؟

دم جنبانک برگشت و اشکهای کرگدن را دید.

آمد و روی سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزیز، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری.

کرگدن گفت: اینکه کرگدنی دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و وقتی تماشایش می کند، قلبش از چشمش می‌افتد یعنی چی؟
دم جنبانک  چرخی زد و گفت:یعنی اینکه کرگدن ها هم عاشق می شوند

کرگدن گفت: عاشق یعنی چی؟
دم جنبانک گفت: یعنی کسی که قلبش از چشمهایش می چکد.

کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید؛ اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند، باز پرواز کند و او باز هم تماشایش کند و باز قلبش از چمشهایش بیفتد.
کرگدن فکر کرد اگر قلبش همینطور از چشمهایش بریزد، یک روز حتما قلبش تمام می شود.
آن وقت لبخندی زد و با خودش گفت:

 من که اصلا قلب نداشتم! حالا که دم جنبانک به من قلب داد، چه عیبی دارد، بگذار تمام قلبم برای او بریزد!

شل سیلور استاین



نوشته شده در شنبه 11 بهمن 1393 ساعت 05:30 ب.ظ توسط علیرضایی نظرات |