تبلیغات
در هوای او - دغدغۀ همیشه!

در هوای او

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد










سالهاست سوالی مدام در ذهنم بالا و پایین می شود؛

هر از گاهی که خدا توفیق می دهد و  از نزدیک با بزرگانی از اهل علم و اندیشه و عمل مصاحبتی دارم و شاهد توانمندی ها و ظرفیتهای بالایشان هستم تمام وجودم لبریز از درد می شود که چرا باید امثال این افراد هر کدام در گوشه ای از این کشور یا دنیا مشغول کار باشند و بی خبر از حضور یکدیگر و بی نصیب از همراهی هم؟!

گاهی برخی از این افراد حتی همدیگر را نمی شناسند و گاهی هم علارغم شناخت ، تعاملی ندارند!

دنبال علت میروم؛

  • ·         برخی خصلت گوشه نشینی و گمنامی دارند
  • ·         برخی دیگر از  رنگ و بوی سیاست و حزب و تجارت و … فراری هستند و از همین جهت هم شرط همراهی ای که مد نظر طرف مقابلشان هست را ندارند
  • ·         عده ای دیگر علارغم تمایل؛ کمتر از کار تیمی و گروهی و سبک و سیاق و مؤلفه های آن باخبر هستند
  • ·         عده ای دیگر خصلت تک روی دارند و یا اصلا دیگران را به حساب نمی آورند
  • ·         برخی هم گرفتار دغدغه های شخصی هستند و …
  • ·         برخی هم مشغله های متعدد و فراوان و فاصلۀ دیدگاه ها را بهانه می دانند
  • ·         و…

هر چه که هست، سبب شده تا ما شاهد شکل گیری مؤسسات و نهادها و مراکزی باشیم که هرکدام فقط سر به کار خویش دارند و کاری با دیگران ندارند آن وقت نتیجه چه خواهد شد؟!

حال این مورد را هم در نظر بگیرید: حلقه های واسطه ای که نیستند تا فاصلۀ نظریه پردازی های خشک و انتزاعی را با واقعیت زندگی مردم کم کنند و کمک کنند تا اتفاقی اساسی در تولید دانش  حوزۀ علوم انسانی و کارکردیابی آن شکل گیرد

البته که کارهایی در سطح ملی در حال انجام است و پروژه های کلانی هست که برخی از فضلا و فرهیختگان مشغول آن هستند؛ اما آیا این میزان کافی است؟

بگذریم که برخی پروژه ها هم تنها و تنها در انحصار برخی گروه هاست و گویا دیگران اصلا صلاحیت طرح و پرداخت چنین عناوین و مباحثی را ندارند

ما ایرانی ها کار تیمی و گروهی را کجا تجربه کرده ایم؟! در مدرسه ها؟! در دانشگاه ها؟! در حوزه ها؟!

اساتید هر گروه علمی چقدر نشستهای علمی برقرار می کنند و  سعی در پوشاندن خلأهای موجود دارند؟

برای یک دانشجوی علوم انسانی هم افزایی کار گروهی تا به چه حد می تواند مسأله و دغدغه باشد؟!

حال این را هم اضافه کنید که نظام آموزش کشور، طراحی رشته ها، طراحی دروس وسرفصلها چگونه تنظیم شده و چقدر بازخوانی و تکمیل آن مدیریت می شود؟!

آیا لازم نیست نهادهایی به طور رسمی و جدی عهده دار شناسایی،  برقراری تعامل ، جهت دهی و حمایت نیروهای تولید علم کشور شوند؟!

چندین بار سعی کردم به عنوان عضو کوچکی از جامعه علمی کشور، به سهم خودم کاری در این زمینه انجام دهم وبرخی از بزرگواران را تشویق به همکاری و همراهی کنم و زمینه ساز آشنایی و مصاحبتها شوم اما…

برای همراهی کردن با یکدیگر باید قدری از قالبها و چارچوبهای سخت و دیوارهای ضخیمی که بین هم کشیده ایم بگذریم و قدری به دیگران هم مجال حضور دهیم و …

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم



نوشته شده در جمعه 21 شهریور 1393 ساعت 07:29 ق.ظ توسط علیرضایی نظرات |