تبلیغات
در هوای او - فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید!

در هوای او

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد








فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَیْهِ
قَالُواْ یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ
إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ...




صدایی از دور مرا میخواند

دوباره نگاه کن

دوباره نگاه میکنم به آسمان و ریزش باران

دوباره نگاه میکنم

به تو!

به من!

و زمین را بوسه میزنم

هزاران بار

آنگاه تمامی درها گشوده میشوند

اتفاقی در دلم افتاده است…



نوشته شده در پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 07:30 ب.ظ توسط علیرضایی نظرات |