تبلیغات
در هوای او - پاسداشت انسانیت!

در هوای او

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد







توان گذر کردن از کسانی که روزگاری دردت داده  و زخمت زده اند و بعد موضوعِ مطالعه قرار دادن آنها و بدست آوردن چراییها و چگونگی های انسانی بسیار مهم است!

چرا انسانها را دورباش دهیم و از درون خود جدا بینگاریم و مرزی بکشیم بلند و ضخیم بینمان؟!

چرا انان را به تمامه زیر سؤال ببریم و چشماهامان را به روی تمام آنچه که هستند ببیندیم؟!

 چرا هنرها وتجربه هاشان را از آنِ خود نکینم؟!

مگر ما چقدر فرصت داریم برای تجربه کردن آنان؟! نفرت و کینه این مجال را از ما میگیرد!

بگذاریم هنوز هم در وجودمان نقش بازی کنند؛ اما به شکلی دیگر

مشاهده گر باش و البته که این به آسودگی میسر نمیشود!

قدری از ماجراهای شخصی ات فاصله بگیر و آنگاه زل بزن به کس و کسانی که روزی بی معنایی زندگی تو و یا دیگری را سبب بوده و اکنون شده اند موضوع فهم (ابژه)  تویِ فاعل آگاه ( سوژه)

چرا ما تا فاصله ای بینمان می افتد از آن کس و هر چه که دارد تبری میجوییم؟!

چرا کمی نمی اندیشیم به اینکه انسانها موجودات پیچیده ای هستند و خودشان هم در کار خود مانده اند تا چه رسد به من و توی مخاطب؟!

ما انسانها غالبا در پی خوب بودن و تحقق خود هستیم و همین دلیل خوبی است برای اینکه از عمل او دوری کنیم نه از خود او!

برداشتها و فهم ها و تلقی هایی که هر کدام از ما از مفاهیم و ماجراها داریم گاه در تضاد و تناقض باهم هستند

از او گذشتن و بعد در حالی که چشمت در چشم او می افتد لبخندی زدن و به آرامی گذر کردن کجا و درخود فرو رفتن و نکوهش و حسرت و نفرت و … کجا!

رنجی عمیق میبرد انسان در کشاکش این بالا و پایینها، عمیق! اما لذتی که در این تغییر جهت‌ها و رشد و رویش خود میبری ارزشش را دارد.

تا بوده همین بوده، انسانیم دیگر چه میتوان کرد؟! معجونی از آب و آتش که …

باید گذر کرد از این بیگانگی ها، بگذاریم انسانها رهگذر فهم ما باشند؛

آنان را باید واقعی دید، واقعی واقعی؛ به دور از آرمانخواهی و تصورات و خواست خود ما

انسانها را باید حرمت گذاشت…

 

 


نوشته شده در جمعه 5 اردیبهشت 1393 ساعت 10:41 ق.ظ توسط علیرضایی نظرات |