تبلیغات
در هوای او - با من بیا ...

در هوای او

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد










آرام باش، بگذر از تمام مشغولیتهایی که برای خود ساخته ای
دستت را به من بده
 بیا، بیا تا راه برویم
مدتهاست که زمین ناهموار را زیر پا حس نکرده ایم
چه جای آرامیست
خبری از آدمها و ماشینها و گرفتگی شهر نیست
بگذار ریه هایت پر شود از هوای تازه
بنشین کنار آب
وه که چه آب سردیست
نترس
بیا
نزدیکتر بیا
بنشین روی آن سنگ
بگذار جورابهایت را درآورم،
 خب، زود باش دست و پایی به آب بزن
بگذار خنکای آب روحت را جلا دهد
نه نه بلند نشو
هیچ جا هیچ خبری نیست
هیچ!
قدری آرام بگیر اینجا
بگذار تمام جانت پر شود از صدای آب و گنجشکان و فریاد طبیعت
بگذار قدری با خود خلوت کنیم
کمی هم از خودمان سراغ بگیریم
چقدر دلم برای خودم تنگ است....



نوشته شده در جمعه 29 فروردین 1393 ساعت 02:15 ق.ظ توسط علیرضایی نظرات |